ميرزا حسن حسينى فسايى
608
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
لشكر به توسط بطيل از شط كاران عبور فرموده ، در ميانهء شطوط ثلثه و شط كاران ، توقف نموده و فوجى جزائرچى به سركردگى زكى خان زند بر سر شيخ سلمان فرستاد و شيخ مزبور پيش از ورود لشكر بر كشتيها نشسته به قبه دريا رفته بود و مأمورين مراجعت نمودند و چون شيخ سلمان ، سدى بر رودخانه جراحى بسته و انهار بسيار از يمين و يسار آن بريده ، آبادى زياد ساخته بود « 1 » ، آن سد را خراب و قلعه حفار را خراب نموده ، پس از دو سه روز رسولى از جانب شيخ سلمان آمده ، ميرزا محمد على صدر الممالك را شفيع خود نموده بود كه هر ساله ، مبلغى به رسم ماليات به خزانه عامره رساند « 2 » و چون طايفه بنى كعب شيعه اثناعشريه بودند ، مسئول آنها ، مقبول گرديد . و شطوط ثلثه كه نام برده شد : اول شط العرب است كه چون دجلهء بغداد و شط فرات در قرنه تلاقى كنند ، شط العرب گويند ، دويم شط حويزه است كه مبادى آن را ، رود كرخه گويند و داخل شط العرب شود و سيم شط فلاحى است كه مبادى آن را ، رودخانه جراحى گويند . و چون موسم تابستان رسيد و هواى فلاحى طعنه به دوزخ مىزد ، موكب و الا از راه خلفآباد فلاحى به عزم بهبهان و كوهگيلويه « 3 » ، نهضت فرمود و بعد از چند روز در ناحيهء زيدون كه چهار فرسخ جنوبى بهبهان است نزول اجلال فرمود « 4 » و فوجى از سپاه ظفرپناه را براى تنبيه اهالى ناحيهء ليراوى « 5 » كه در ساحل درياى فارس و ده فرسخ جنوبى بهبهان است مأمور فرمود و اهالى ليراوى در ماهور ميلاتى كه كوههاى سخت و درههاى « 6 » عميق و هوائى بسيار گرم دارد ، متفرق شدند و لشكريان در همهجا ، بر آنها تاخته ، جماعتى از آنها را كشتند و اموالشان را بردند و بسيارى را اسير نمودند و موكب و الا از راه سياهپوش زيدون عبور نموده ، در كنار رودخانه آب شيرين ، مشهور به خيرآباد « 7 » ، سه فرسخ مشرقى بهبهان نزول فرمود و افواج مأموره به ليراوى ، به فيروزى به اردوى اعلى پيوسته ، اسراى ليراوى را به حضور رسانيده ، حكم قتل آنها ، صادر گشت و از سرهاى آنها ، كلهمنارى را برپا نمودند . « 8 » پس ، از باشتباوى و فهليان و دشمن زيارى و قريهء خلار گذشته روز دويم ماه صفر ، سال 1179 « 9 » وارد شيراز جنتطراز گرديد . و چون تقى درانى بر نواحى كرمان استيلا يافته بود ، تقى خان « 10 » حاكم يزد را برحسب استدعاى خود مأمور به تنبيه تقى درانى فرمود ، چون وارد خاك كرمان گشت و چهار فرسخ تا به اردوى تقى [ درانى ] باقى بود ، شب هنگام بىجدال عطف عنان نموده ، به سرعت تمام وارد
--> ( 1 ) . ر ك : گيتىگشاى ، ص 134 . ( 2 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 134 . ( 3 ) . در متن : كوهليكويه . ( 4 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 137 . ( 5 ) . در گيتىگشا ، ص 137 : ( لراوى ) ، در مجمل التواريخ ، گلستانه : ( ليلاوى ) ص 335 . ( 6 ) . در متن : ( درهاى ) . ( 7 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 138 . ( 8 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 138 . ( 9 ) . در روزنامه كلانتر ، ص 63 : ( تحاقوىئيل ، 1179 ) . ( 10 ) . در گيتىگشا ، ص 141 : ( محمد تقى خان بافقى ) است . و روضة الصفا ، ج 9 ، ص 81 .